بديع الزمان فروزانفر
17
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
و يكى از موسيقى دانان اسامى آنها را بحذف « زيرافكند » بدين صورت منظوم ساخته است : بنام خالق ارض و سماوات * كنم تعداد اسماى مقامات زمانى گوش كن اى مرد باهوش * چو بشنيدى مكن ديگر فراموش نخستين مىكنم از راست بنياد * كه مرد از راستى شد از غم آزاد حسينى و عراق آن گه صفاهان * پس از زنگوله عشاق و نوا دان حجاز و بوسليك است و رهاوى * كه دارم ياد از تقرير راوى دگر مىدان بزرگ آن گاه كوچك * بگفتم جمله را بشمار يك يك نسخهى خطى از رسالهاى در موسيقى متعلق بنگارنده . پرده دريدن : رسوا كردن و راز كسى بر ملا افكندن ، پرده درين تركيب مرادف حجاب است در زبان عربى . ميان نى كه آن را از نيستان بريدهاند با عاشق دور از يار مناسبتى است زيرا هر دو ، به درد مهجورى و دورى گرفتاراند و از دگر سو آهنگ موسيقى خاطرات شنونده را تعبير و تفسير مىكند و نيز تسلى مىبخشد از اين رو ، نى با عاشق هجران ديده حريف و هم پيشه و يار و غم گسار است و چون موسيقى مهيج است و حالات مختلف درونى را بر مىانگيزد بدين جهت مىفرمايد كه نى پردهى راز ما را پاره كرد و راز دل ما را آشكار ساخت . و نظير آن گفتهى سعدى است : مطرب آهنگ بگردان كه دگر هيچ نماند * كه ازين پرده كه گفتى بدر افتد رازم غزليات سعدى ، طهران ، فروغى ص 219 همچو نى زهرى و ترياقى كه ديد * همچو نى دمساز و مشتاقى كه ديد ترياق : بكسر اول دوايى است مركب از اجزاء مختلف كه در معالجهى